غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

192

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

المعتصم باللّه پسر هارون الرشيد كنيه‌اش ابو اسحاق ، نامش محمد ، و پسر هارون الرشيد بود . پس از مرگ مأمون با او بيعت شد . امّا لشكريان سر به شورش برداشتند و نام عباس پسر مأمون بر زبان آوردند . عباس بيرون آمد و گفت : اين چه محبت خنكى است ؟ من خود با عمويم بيعت كرده‌ام . بدين سخن شورش فروخوابيد . در عهد او بسيارى از مردم جبال و همدان و اصفهان و ماسبذان و بلاد ديگر به دين خرمى درآمدند و در حوالى همدان اجتماع كردند و لشكرگاه زدند . معتصم سپاه فرستاد و شصت هزار تن از آنان را كشت . باقى به بلاد روم گريختند . در سال 219 معتصم احمد بن حنبل را حاضر ساخت و او را در باب قرآن امتحان كرد . چون نگفت كه قرآن مخلوق است ، چندان تازيانه‌اش زدند كه از هوش برفت و پوست تنش تكه تكه شد . ابو هارون بن بكاء يكى از علمايى بود كه منكر مخلوق بودن قرآن بود . مىگفت قرآن مخلوق نيست ولى به دليل آيهء : « انّا جعلناه قرآناً عربياً » قرآن مجعول است « 503 » . ولى در عين اينكه هر مجعولى مخلوق است از نتيجه سربرمىتافت و مىگفت من نمىگويم قرآن مخلوق است ، مىگويم قرآن مجعول است . اين ديگر يكى از عجايب بود . در سال 220 معتصم حيدر [ يا خيذر ] بن كاووس را به سوى جبال بسيج كرد و او را به جنگ بابك فرستاد . آغاز خروج بابك سال 201 بود . او سپاه سلطان را بارها منهزم ساخته بود و از سرداران جماعتى را كشته بود و مردم از او بيمناك شده بودند ، بنابر اين بزرگش مىداشتند . گروه كثيرى از راهزنان و فتنه‌انگيزان گردش را گرفته بودند چنان كه شمار سپاهيانش به بيست هزار سوار مىرسيد جز خيل انبوه پيادگان . بابك مردم را مثله مىكرد . ياران او به هيچ مرد يا زن يا كودكى چه مسلمان و چه ذمىّ برخورد نمىكردند مگر آنكه او را قطعه قطعه مىكردند . شمار كسانى كه به دست ايشان كشته شدند 255500 نفر بودند . افشين به نبرد بابك شد ، و در اين نبرد يك سال پاى فشرد و بابك بارها از برابر او بگريخت و بار ديگر به مقاومت پرداخت . تا كار بدانجا كشيد كه براى بابك جز دژ او به نام بذّ جايى باقى نماند و چون كار بر او تنگ شد از آنجا بيرون آمد و با زن و فرزند در جامهء بازرگانان به بلاد روم گريخت . سهل بن سنباط ارمنى از سرداران سپاه